که قرنهاست در خانههای ایرانی و میلیونها خانه در سراسر جهان پهن میشود. این تکه پارچه گرهخورده نه تنها زیرانداز است، بلکه روایتگر داستانهایی از تاریخ، اسطوره، طبیعت و احساسات انسانی است. فرش سیزان
ریشهٔ فرشبافی در ایران
به دوران باستان بازمیگردد. قدیمیترین فرش شناختهشدهٔ جهان، فرش پازیریک است که در درهٔ پازیریک سیبری (در گور یکی از فرمانروایان سکایی) پیدا شد و قدمتش به حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد میرسد. طرحهای این فرش شباهت شگفتانگیزی به نقشهای هخامنشی دارد و ثابت میکند که هنر گرهبافی در ایران از همان دوران باستان وجود داشته است.
در دورهٔ صفویه (قرنهای دهم و یازدهم هجری) فرش ایرانی به اوج شکوه خود رسید. شاه عباس بزرگ کارگاههای سلطنتی فرشبافی را در اصفهان تأسیس کرد و بهترین طراحان، رنگکاران و بافندگان را گرد هم آورد. فرشهای اردبیل (که یکی از آنها اکنون در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری میشود)، فرشهای شکارگاه، باغی، حیوانپیکر و ترنجدار از شاهکارهای همین دوره هستند. رنگهای درخشان لاجوردی، روناسی و زرشکی که با رنگرزی طبیعی (روناس، نیل، پوست انار، اسپرک و…) به دست میآمدند، هنوز هم چشم جهانیان را خیره میکند. جدیدترین مدل فرش پذیرایی
فرش ایرانی دو دستهٔ اصلی دارد:
فرش شهری و فرش عشایری-روستایی. فرشهای شهری (مانند تبریز، کاشان، اصفهان، قم و نایین) معمولاً با طرحهای متقارن، گلدان، ترنج، لچکترنج، شکارگاه و اسلیمی بافته میشوند و رجشمار بالایی (گاهی تا ۷۰-۸۰ رج در ۷ سانتیمتر) دارند. در مقابل، فرشهای عشایری و روستایی (بیجار، سنندج، ترکمن، قشقایی، بختیاری، بلوچی، افشاری و…) طرحهای آزادتر، هندسی و پر از نمادهای ایلی دارند و اغلب با پشم محلی و رنگهای تندتر بافته میشوند.
تار و پود فرش معمولاً از پنبه، گاهی ابریشم و در برخی موارد پشم است. پرز فرش هم میتواند پشم، ابریشم یا ترکیبی از این دو باشد. فرشهای ابریشمی قم و کاشان به ظرافت و درخشندگی معروفاند و گاهی آنقدر ریزبافت هستند که به آنها «تابلوفرش» میگویند؛ آثاری که دیگر زیر پا نمیاندازند و به دیوار میآویزند.
هر منطقهٔ ایران نقش و نگار خاص خودش را دارد. تبریز با طرحهای ماهی و هراتی، کاشان با گلهای شاهعباسی و بتهجقه، اصفهان با طرحهای لچکترنج متقارن، کرمان با طرحهای خشتی و گل فرنگ، قوم با ابریشمبافیهای ظریف و ترنجهای لوزیشکل، ترکمن با گولهای هشتپر و رنگ قرمز غلیظ، قشقایی با نقشهای پرنده و بتههای رنگارنگ و بلوچ با طرحهای سوزنی و رنگهای تیره. این تنوع، ایران را به موزهٔ زندهٔ فرش جهان تبدیل کرده است.
فرش ایرانی فقط یک کالا نیست؛
حامل معنا و پیام است. بتهجقه نماد زندگی و باروری، درخت زندگی نماد جاودانگی، پرندهها نماد شادی و رهایی، ماهی در هم نماد برکت و فراوانی و طرحهای اسلیمی نشانهٔ چرخش بیپایان حیات هستند. بافنده هر گره را با نیت و دعا میبافد و همین است که فرش ایرانی روح دارد.
متأسفانه در دهههای اخیر، با ورود فرشهای ماشینی ارزانقیمت، بازار فرش دستباف دچار رکود شدیدی شد. بسیاری از بافندگان روستایی قالی را رها کردند و به شهرها مهاجرت کردند. اما در سالهای اخیر دوباره توجه به اصالت و سرمایهگذاری بلندمدت باعث شده که فرش دستباف، بهویژه در بازارهای اروپا، آمریکا و کشورهای عربی حاشیهٔ خلیج فارس، جان تازهای بگیرد. فرشهای قدیمی و عتیقهٔ ایرانی در حراجیهای کریستیز و سوتبیز گاهی به میلیونها دلار فروخته میشوند.
امروزه تلاشهای زیادی برای احیای رنگرزی طبیعی، ثبت جهانی قالی ایران (که دو بار در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شده: فرش فارس در ۲۰۱۰ و فرش تبریز در ۲۰۱۳) و آموزش نسل جوان در جریان است. موزهٔ فرش ایران در تهران، موزهٔ آستان قدس رضوی و مجموعههای خصوصی نیز گنجینههای بینظیری از این هنر را نگهداری میکنند. فرش وینتیج
فرش ایرانی فقط یک زیرانداز نیست؛ سفیر خاموش فرهنگ و هنر ایران در دنیاست. هر بار که پایتان را روی یک قالی اصیل ایرانی میگذارید، در واقع روی قرنها تاریخ، ذوق و عشق قدم میزنید. این جادوی گرههای کوچک است که تکهای پشم و پنبه را به اثری جاودان تبدیل میکند.